Powered by WebGozar

نمره پروژه کارشناسی دانشجوهای دانشگاه پیام نور کرج رو امروز در سایت گلستان ثبت کردم.



:: موضوعات مرتبط: دانشگاه پیام نور
نویسنده : مدير وبلاگ
تاریخ : جمعه پانزدهم شهریور 1392
روزى بازرگان موفقى از مسافرت بازگشت و متوجه شد خانه و مغازه‌اش در غياب او آتش گرفته و كالاهاى گرانبهايش همه سوخته و خاكستر شده و خسارت هنگفتى به او وارد آمده است.
فكر مى‌كنيد آن مرد چه كرد؟
خدا را مقصر شمرد و ملامت كرد؟ و يا ...


:: موضوعات مرتبط: مطالب جالب و آموزنده
نویسنده : مدير وبلاگ
تاریخ : سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392
What Do You Think?
is it Good or Bad System of Grounding?


:: موضوعات مرتبط: مطالب جالب و آموزنده
نویسنده : مدير وبلاگ
تاریخ : پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392
پیر مرد تهی دست، زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی می گذراند و با سائلی برای زن و فرزندانش قوت و غذائی ناچیز فراهم می کرد. از قضا یک روز که به آسیاب رفته بود، دهقان مقداری گندم در دامن لباس اش ریخت و پیرمرد گوشه های آن را به هم گره زد و در همان حالی که به خانه بر می گشت با پروردگار از مشکلات خود سخن می گفت و برای گشایش آنها فرج می طلبید و تکرار می کرد :

ای گشاینده گره های ناگشوده، عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای.

پیر مرد در حالی که این دعا را با خود زمزمه می کرد و می رفت، یکباره یک گره از گره های دامنش گشوده شد و گندم ها به زمین ریخت او به شدت ناراحت شد و رو به خدا کرد و گفت :

من تو را کی گفتم ای یار عزیز

کاین گره بگشای و گندم را بریز

آن گره را چون نیارستی گشود

این گره بگشودنت دیگر چه بود ؟!

پیر مرد نشست تا گندم های به زمین ریخته را جمع کند ولی در کمال ناباوری دید دانه های گندم روی همیانی از زر ریخته است!

پس متوجه فضل و رحمت خداوندی شد و متواضعانه به سجده افتاد و از خدا طلب بخشش نمود...


نتيجه گيري مولانا از بيان اين حكايت:‌

تو مبین اندر درختی یا به چاه

تو مرا بین که منم مفتاح راه



:: موضوعات مرتبط: مطالب جالب و آموزنده
نویسنده : مدير وبلاگ
تاریخ : چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1392
هاروی مک کی می گوید:
روزی پس از خروج از فرودگاه، به انتظار تاکسی ایستاده بودم که راننده ای با پیراهن سفید و تمیز و پاپیون سیاه از اتومبیلش بیرون پرید، خود را به من رساند و پس از سلام و معرفی خود گفت: «لطفا چمدان خود را در صندوق عقب بگذارید.» سپس کارت کوچکی را به من داد و گفت:
«لطفا به عبارتی که رسالت مرا تعریف می کند توجه کنید.»
بر روی کارت نوشته شده بود:
در کوتاه ترین مدت، با کمترین هزینه، مطمئن ترین راه ممکن و در محیطی دوستانه شما را به مقصد می رسانم. 
بسیار شگفت زده شدم.
راننده در را گشود و من سوار اتومبیل بسیار آراسته ای شدم. پس از آن که راننده پشت فرمان قرار گرفت، رو به من کرد و گفت:
«پیش از حرکت، قهوه میل دارید؟ در اینجا یک فلاسک قهوه معمولی و یک فلاسک قهوه رژیمی هست.» 
گفتم: «نه، قهوه میل ندارم، اما با نوشابه موافقم».

راننده پرسید: «در یخدان هم نوشابه دارم و هم آب میوه، کدام را میل دارید؟» 

و سپس با دادن مقداری آب میوه به من، حرکت کرد و گفت:
«اگر میل به مطالعه دارید مجلات تایم، ورزش و تصویر و آمریکای امروز در اختیار شما است.» آنگاه، بار دیگر کارت کوچک دیگری در اختیارم گذاشت و گفت:
«این فهرست ایستگاههای رادیویی است که می توانید از آنها استفاده کنید. ضمنا من می توانم درباره بناهای دیدنی و تاریخی و اخبار محلی شهر نیویورک اطلاعاتی به شما بدهم وگر نه می توانم سکوت کنم. در هر صورت من در خدمت شما هستم
از او پرسیدم: «چند سال است که به این شیوه کار می کنی؟» 
پاسخ داد: « 2 سال.» 
پرسیدم: «چند سال است که به این کار مشغولی؟»
جواب داد: «7 سال.» 
پرسیدم: «5 سال اول را چگونه کار می کردی؟»
گفت: «از همه چیز و همه کس، از اتوبوسها و تاکسیهای زیادی که همیشه راه را بند می آورند، و از دستمزدی که نوید زندگی بهتری را به همراه نداشت می نالیدم. روزی در اتومبیلم نشسته بودم و به رادیو گوش می دادم که وین دایر شروع به سخنرانی کرد.مضمون حرفش این بود که:
«مانند مرغابیها که مدام وک وک می کنند، غرغر نکنید، به خود آیید و چون عقابها اوج گیرید».
پس از شنیدن آن گفتار رادیویی به پیرامون خود نگریستم و صحنه هایی را دیدم که تا آن زمان گویی چشمانم را بر آنها بسته بودم. تاکسیهای کثیفی که رانندگانش مدام غرولند می کردند، هیچگاه شاد و سرخوش نبودند و با مسافرانشان برخورد مناسبی نداشتند.
سخنان وین دایر، بر من چنان تاثیری گذاشت که تصمیم گرفتم تجدید نظری کلی در دیدگاهها و باورهایم به وجود آورم.
پرسیدم: «چه تفاوتی در زندگی تو حاصل شد؟»
گفت: «سال اول، درآمدم دو برابر شد و سال گذشته به چهار برابر رسید.» 
نکته ای که مرا به تعجب واداشت این بود که در یکی دو سال گذشته، این داستان را حداقل با 30 راننده تاکسی در میان گذاشتم؛ اما فقط 2 نفر از آنها به شنیدن آن رغبت نشان دادند و از آن استقبال کردند. 
بقیه چون مرغابیها، به انواع و اقسام عذر و بهانه ها متوسل شدند و به نحوی خود را متقاعد کردند که چنین شیوه ای را نمی توانند برگزینند.

می خواهید گناه نابسامانیهای خود را به گردن این و آن بیندازید یا برخیزید و اختیار زندگی خود را به دست بگیرید؟


:: موضوعات مرتبط: مطالب جالب و آموزنده
نویسنده : مدير وبلاگ
تاریخ : سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392
نویسنده : مدير وبلاگ
تاریخ : یکشنبه ششم مرداد 1392

اگر فایل‌های مخفی را در ویندوز Show کنید، یک فایل مزاحم را تقریباً در همه پوشه‌ها خواهید دید:

مثلاً در تصویر بالا این فایل را می‌بینید که ۲۲۲ کیلوبایت است!

این فایل چیست؟

خوب، وقتی شما وارد یک پوشه می‌شوید که یک سری عکس و ویدئو در آن هست و شما حالتِ نمایش را روی Thumbnails (بندانگشتی) می‌گذارید، ویندوز باید تمام آن عکس‌ها را در حالت کوچک شده و ویدئو را هم با یک عکس کوچک نمایش دهد.

تهیه این عکس‌های کوچک ممکن است کمی برای CPU وقت‌گیر باشد. بنابراین ویندوز یک بار که این کار را کرد، این عکس‌ها را در یک دیتابیس مخفی به نام Thumbs.db ذخیره می‌کند تا در مراجعات بعدی شما نیازی به ساخت مجدد آن عکس‌های کوچک نباشد.

خوب، این کار در نگاه اول یک روال خوب و منطقی به نظر می‌رسد. اما من و خیلی از حرفه‌ای‌های دیگر به چند دلیل دوست داریم این امکان را غیرفعال کنیم تا این فایل ایجاد نشود.

دلایل دردسر بودن این امکان:

- وقتی یک پوشه را روی سایت خودتان آپلود می‌کنید، این فایل همراه با دیگر فایل‌ها و پوشه‌های شما آپلود می‌شود و به مرور متوجه می‌شوید که حجم زیادی روی سایت شما به خاطر همین فایل‌ها اشغال شده است در حالی که آنجا هیچ کاربردی ندارد!
 ضمن اینکه اصلاً همین که یک فایل همیشه جلو چشم شما باشد اعصاب شما را خرد می‌کند و گاهی برنامه‌ریزی‌های شما را به هم می‌ریزد. (انتظار دارید ۳ فایل در یک پوشه باشد ولی ۴ فایل وجود دارد. حواستان پرت می‌شود، بررسی می‌کنید می‌بینید همین فایل مزاحم بوده که آپلود شده)

- در برخی کارهای حرفه‌ای، همین که وارد یک پوشه شوید، با توجه به اینکه این فایل ایجاد شده و تغییر کرده، تاریخ Last Date Modified مربوط به آن پوشه به لحظه فعلی تغییر می‌کند در حالی که شما هیچ تغییری در آن پوشه نداده‌اید.

- خیلی از اوقات این فایل اجازه نمی‌دهد یک پوشه را پاک کنید و دائم پیغام «یکی از فایل‌های این پوشه در یک برنامه دیگر باز است» داده می‌شود! در حالی که همین فایل مزاحم است که در حال فعالیت است.

- کاربران ناشی فکر می‌کنند این فایل یک ویروس است!

- از همه این‌ها گذشته، این امکان برای زمانی بود که سیستم‌ها CPU ضعیفی داشتند. با توجه به قدرتمندتر شدن سیستم‌ها، اگر شما این امکان را غیرفعال کنید، هیچ تفاوتی با حالت فعال آن احساس نخواهید کرد! پس چه لزومی دارد بی‌جهت یک فایل با این همه دردسر ایجاد شود؟

چطور این امکان را غیرفعال کنیم؟

- در ویندوز 7 و 8:

۱- در منوی استارت تایپ کنید gpedit.msc و Enter را فشار دهید تا Group Policy Editor باز شود:

۲- در این پنجره مانند تصویر بالا به آدرس زیر بروید:

User Configuration > Administrative Templates > Windows Components > File Explorer

۳- در سمت راست روی گزینه Turn off the caching of thumbnails in hidden Thumbs.db files دابل کلیک کنید.

۴- در پنجره باز شده، Enabled را انتخاب کنید و OK کنید!

همین!

از این پس اگر این فایل‌ها را پاک کنید، ایجاد نخواهد شد و در پوشه‌هایی که قبلاً وجود نداشته هم که ایجاد نخواهد شد.

- در ویندوز XP:

در کنترل پنل به Folder Options و سپس به تب View بروید و در این تب گزینه Do not cache thumbnails را فعال کنید:

(منبع: سایت آفتابگردان)



:: موضوعات مرتبط: آموزش و دانلود
نویسنده : مدير وبلاگ
تاریخ : جمعه چهارم مرداد 1392